9 ماهگی مریض شد
نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - چهارشنبه ٩ فروردین ،۱۳٩۱
دخترم وقتی مریض شد. دکتر گفت: هر طوری شده بهش غذا بدین وگر نه ضعیف تر میشه و مریض تر میشه و دیگه اوضاع خیلی خراب میشه
به این فکر میکردم کسایی که حرفای خدا رو گوش نمیدن، همش حالشون بدتر میشه و وقتی کار از کار گذشت....
ادامه مطلب ...
دخترم 100 روزشه
نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - چهارشنبه ۱۳ مهر ،۱۳٩٠
بابایی!

ما وقتی یه کاری می کنیم، که بار اوله ، تو خوب دقت می کنی
ولی اگر بیش تر از چندبار تکراری بشه ، دیگه برات جالب نیس. سکت ات نمی کنه
آخه بابایی وقتی گریه می کنی و یه اتفاق جدید میافته که یه چیز جدیدی داره، واسه یادگرفتنساکت میشی و با دقت نگاه می کنی و ابروهات رو می کنی توی هم و توجه می کنی به حدی که دیگه از اون مساله ای که داشتی براش گریه میکردی، بالکل حواست پرت میشه.
کودکم هر روز بزرگ تر می شود
نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - یکشنبه ٢٠ شهریور ،۱۳٩٠
نمی فهمم چرا همه بچه ی ما رو می بینن ، می پرسن کی بزرگ میشه؟ چه میدونم.

ادامه مطلب ...
دندون؟
نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - یکشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳٩٠
چه میدونم.
بهمون گفتن بچه ی 70 روزه داره دندون درمیاره.
دیروز و امروز دو دفعه گفته مامان!
به قول خانوم ام به کسی نگو میگن : خیالاتی شدن (مالیخولیایی شدن ، ) مامان باباش.
این روز ها و اون روزها
نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - سهشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٠
دخترم !
توی اون روزایی که تو این وبلاگ رو می خونی . نمیدونم بابای تو زنده هست یا نه؟ تو دختری هستی که قدر این نوشته ها رو می دونی یا نه. یک بار می خونی یا هر سال توی سالگرد نوشته شدن اون متن ، اونها رو مرور میکنی.؟
ولی این رو بدون که این روز ها یه تبلیغی تلویزیون نشون میده که تبلیغ شرکت مای بیبی که یه راجع به یک پوشک بچه است ، موضوعشه.
ولی توی این تبلیغ میگه ما بچه ها به زندگی شما شادابی دادیم.
من و مامانت خیلی زندگی شادابی داشتیم ولی تو خیلی شادابی بهش اضافه کردی.
باورم نمیشه که به اون زندگی شاد و سرشار از رضایت میشده رضایت و شادابی اضافه کنی.
ولی تو این کار رو کردی. خدا آخر و عاقبت همه کس و همه چیز (زندگی مون) رو به خیر کنه. و ما از امتحانای الهی سربلند و رو سفید بیرون بیاییم. و حتی اگر نه: مغضوب معصومین نشیم.
علی اصغر
نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - سهشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳٩٠
دخترم !
هر بار که بغلت می کنم می فهمم که ... هر بار بیشتر بهت وابسته میشم
اولین بار امروز حس کردم که با شهادت نی نی کوچولویی به نام علی اصغر توی کربلا چه نمایشی از اوج مقام یک مادر رخ داده.
گریه کردم. و تصمیم گرفتم برات بنویسم بخونی
وقتی پدر پدر می شود که
نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - دوشنبه ٢ خرداد ،۱۳٩٠
دخترم تا سی روز دیگه به دنیا میاد و من به عنوان پدر
وقتی پدر می شوم که مادری که هشت ماه است مادر می شود را نگاه نه! بلکه درک کنم.
وبلاگ دخترم را دنبال کنید
سلام دخترم ... وقتی بهم خبر دادن که بابا شدم
نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳٩٠
سلام دخترم ... فکر کن.. اولین بار... بهم گفتند که ... قلب بچه ات میزنه... برای من خیلی شگفت انگیز بود که الان یه قلب جدید توی این جهان می تپه و قلب یه نی نی کوچولوئه. که من باباشم و اون دختر یا پسر من. چون جنسیت اش اون موقع معلوم نبود